• میا (اِما استون) یک بازیگر جوان است که منتظر است تا یک موفقیت بزرگ نصیبش شود و تبدیل به ستاره ای دست نیافتنی در هالیوود شود. میا در مسیر رسیدن به موفقیتش با یک نوازنده پیانو به نام سباستین (رایان گسلینگ) آشنا می شود.

  • دیوار بزرگ ، یک فیلم حماسی به کارگردانی ژانگ ییمو است. داستان فیلم درباره ی تاریخچه ی دیوار چین می باشد. این دیوار برای دفاع از کشور در مقابل حمله ی کشورهای شمالی ساخته شده بود ولی فیلم از توضیحی فانتزی برای آن استفاده کرده و

  • سه دختر به دست مردی جوان و مرموز به نام کوین که دارای 23 شخصیت مجزا است، ربوده میشوند. اکنون آنها باید پیش از ظهور آشکار شخصیت 24 ام، از دست او فرار کند...

  • ویروس "تی" که توسط شرکت آمبرلا ساخته شده بود اکنون به سراسر جهان شیوع کرده و موجب تبدیل شدن انسان ها به زامبی، موجودات شیطانی و هیولا شده است. "آلیس" کارمند اسبق این شرکت که هم اکنون یک جنگجوی سرکش است، به دوستانش ملحق شده تا وارد هسته مرکزی شرکت آمبرلا در ...

  • داستان این فیلم که مدت کوتاهی قبل از رویدادهای «امیدی تازه» (A New Hope) رخ داده، متمرکز بر گروهی از جاسوس های شورشی است که نقشه می کشند تا «ستاره مرگ»، سلاح جدید امپراتوری کهکشانی را پیدا کرده و بدزدند...

  • فیلم بر اساس اتفاقات به وقوع پیوسته در مسابقه ی ماراتن سال ۲۰۱۳ در بُستن آمریکا که با یک بمب گذاری همراه بود ساخته شده و وقایع آن روز را دنبال می کند و…

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • زمانی که "کالوم لینچ" (مایکل فاسبندر) خاطرات جد خود "آگولار" را مرور می کند و متوجه مهارت های یک استاد قاتل می شود، در می یابد که خود او نیز یکی از نوادگان حزب مخفی "آدمکش ها" می باشد.

  • کوآلایی به نام باستر بهترین دوستش را به استخدام خودش در می آورد تا با کمک وی کسب و کار تئاترش را از طریق میزبانی یک مسابقه ی آوازخوانی رونق بخشد و...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      20
      نوشته ها
      1,483
      نام واقعی
      نازنین
      محل زندگی
      TEHRAN
      فیلم مورد علاقه
      Taitanic , Twilight
      سریال مورد علاقه
      Vampire Diaries
      پسندیده : 91
      مورد پسند : 643 بار در 282 پست

      اولین حضور " میلان " پسر پیکه برای تماشای بازی پدرش

      بازی یکشنبه بارسا مقابل ختافه که با فستیوال گل بارسلونا نیز همراه بود را می توان روز کوچولوهای آبی اناری نامید.

      درحالی که میلان پیکه، فرزند جرارد پیکه و شکیرا هنوز پا به یک ماهگی نگذاشته است و سه هفته از تولدش می گذرد، او روز یکشنبه برای اولین بار به ورزشگاه نوکمپ

      رفت تا بازی پدرش را از نزدیک تماشا کند.

      بارسلونا یکشنبه برای اولین بار در طول این فصل و در ساعتی عجیب (ساعت 12 ظهر به وقت اروپای مرکزی) میزبان ختافه بود و برگزاری این بازی در روز روشن و در هوای

      مناسب ظهر هنگام به شکیرا این اجازه را داد تا نوزاد سه هفته ای اش را برای تماشای بازی پدرش به ورزشگاه نوکمپ بیاورد.

      شکیرا از این اتفاق آن قدر هیجان زده شد که این هیجانش را با دوستدارانش تقسیم کرد و با قراردادن عکسی از خودش همراه با میلان پیکه، آن هم در حالی که کاور

      شماره 3 (شماره پیکه در بارسلونا) او را در آغوش مادرش قرار داده بود را در شبکه اجتماعی توئیتر قرار داد. جالب اینجا بود که او پسر کوچولویش را در کاوری به رنگ ابی

      اناری قرارداده بود.

      اولین حضور رسمی میلان در ورزشگاه نوکمپ با گلزنی پدرش همراه بود و شکیرا و میلان شاهد آن بودند که جرارد پیکه یکی از شش گل تیمش را وارد دروازه تیم میهمان نمود.

      پیکه هم بعد از به ثمر رساندن این گل به سمت جایگاه ویژه نگاه کرد تا گلزنی اش را به همسر کلمبیایی و پسرکوچولویش اهدا کند.

      ویکتور والدس هم قبل از آغاز بازی ، در عکس گروهی تیم بارسلونا ، پسرش دالیان را در کنار خودش می دید. پسر کوچولوی دروازه بان بارسلونا هم یک پیراهن آبی و اناری برتن

      داشت تا خون کاتالانش را به نمایش بگذارد.

      این روز زیبا که با فستیوال گل بارسلونا نیز همراه بود را می توان روز کوچولوهای آبی اناری نامید.

      دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید معنی عشق چیست :

      برادرش جواب داد : عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری ،

      و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم ...